شاخص های آرمان کلینیک – mba دنتال قسمت چهارم
شاخص های آرمان کلینیک در mba دنتال

جلسه چهارم  mba dental در مدرن. ما در جلسه قبل در خصوص یک آرمان‌شهر، با همدیگر صحبت کردیم و نتیجه صحبت‌هایمان به‌جایی رسید که بتوانیم محل کسب‌وکاری را به وجود بیاوریم که در آنجا پزشک از درآمد خود راضی است، بیمار از خدمات خود راضی باشد و بتواند پرسنل موجود در آنجا از درآمد و زندگی خود در آنجا لذت ببرند و بیمار حس خوب دریافت خدمات داشته باشد. پزشک حس خوب ارائه خدمات داشته باشد. در ادامه به شاخص های آرمان کلینیک می پردازیم.

بررسی شاخص های آرمان کلینیک در mba دنتال

این آرمان کلینیک که برای خیلی از عزیزان دندان‌پزشک یک موضوع آرمانی است به‌واقع من خدمتتان عرض می‌کنم که در کلینیک مدرن این آرمان‌شهر نیست این آرمان کلینیک نیست و امروز کلینیک مدرن به تمام آن چیزهایی که من خدمتتان عرض کردم رسیده است. من در مقدمه عرایضم در جلسه اول عرض کردم که من استاد دانشگاه نیستم من از روی کتاب‌هایی با شما صحبت نمی‌کنم، پایه تخته هم با شما صحبت نمی‌کنم. قرار بر این است که کاملا عینی، کاملا چیزی که اجراشده و اتفاق افتاده به شما  ارائه می‌کنم. من خیلی متاسفم از اینکه گاها می‌شنوم که عزیزان دندان‌پزشک میگویند که ما یک‌چیزهایی خواندیم توی دانشگاه ولی آن‌ها اجرا نمی‌شوند یا در علوم دیگر این چیز ها را می‌شنوم ، آن‌ها برای کتاب‌ها است آن‌ها برای دنیای دانشگاه است. اینکه ما بتوانیم در کار خود آن را اجرا کنیم، این امکان‌پذیر نیست. هر آنچه به شما میگویم اجرا کرده‌ام. من از حرف‌هایی که گفته شود و اجرا نشود به‌طورکلی پرهیز می‌کنم.

بله گروه مدرن تمام این شاخص های آرمان کلینیک را به وجود آورده. پس بنابراین برای اینکه یک پایلوت بسیار زیبا، یک پایلوت بسیار عالی به وجود آمده . ما صحبت‌های خود را به‌سوی مدرن خواهیم برد. سال‌ها پیش من همکار محترمم خانم دکتر برزویی که من خیلی اطلاعاتی در دنیای دندانپزشکی نداشته‌ام و تحقیقات خود را شروع کرده بودم و کار خود را شروع کرده بودیم چندین موضوع را به من اشاره کردند. گفتن که اگر بیمار دندانش درد نگیرد و فشارهای درد روی آن‌ها نباشد معمولا به مطب یا مرکز درمانی مراجعه نمی‌کند.  مدرن قوانین متعدد عرفی جامعه‌ی دندانپزشکی را شکسته این هم یکی از آن قوانین بود که ما آن‌را شکستیم. و در این آرمان کلینیک به وجود آوردیم. من همان روز این صحبت را رد کردم و به خانم دکتر عرض کردم که من فک نمی‌کنم این‌گونه باشد و با تکیه‌بر دانش مدیریتی خودم این را عرض کردم. من خدمتشان عرض کردم که بیمارها یا مشتری به دو بخش تقسیم می‌شوند : بخش اول بیمارهای باانگیزه یا مشتریان باانگیزه . بخش دوم مشتریان بدون انگیزهبله در آرمان کلینیک یا آرمان یا آرمان‌شهری که امروز مدرنی‌ها دارن زندگی می‌کنند چه تفاوت‌هایی با کلینیک‌های موجود در سطح تهران در سطح ایران وجود دارد که این حس خوشایند را به تمام اجزای خودش می‌دهد. من سعی می‌کنم در این برنامه mba دنتال، این حس خوب را به تمام کلینیک‌ها انتقال دهم و به همین دلیل است که امیدوارم اون افرادی که از این خدمات استفاده می‌کنند خدمات خوبی را از شما دریافت کنند و آن‌ها هم حس رضایتمندی کامل را داشته باشند برای گسترش خدمات دندانپزشکی.

اما چه تفاوت‌هایی وجود دارد، تفاوت‌ها به‌گونه‌ای است که من اگر بخواهم به‌صورت تیتروار بگویم در حوصله این برنامه نمی‌گنجد. ما در برنامه‌های آینده دانه به دانه تفاوت‌هایی که ما به آن فکر کردیم اقدام کردیم، حل کردیم و با شما بررسی خواهد شد. یکی از آن مسائل مشتری باانگیزه یا مشتری بدون انگیزه در علم فروش یا مدیریت یکی از موضوعات مهم و اساسی است . کاری که کلینیک دندانپزشکی مدرن کاملا در باور پزشکان این خیلی منطقی نبود، ما توانستیم انجام بدهیم . برای من خیلی ساده بود انجام دادنش ولی در نگاه پزشکانی که با من همکاری می‌کردند و همکار شما بودند دیدگاهشان این بود که آقای مسلمی فضا را نمی‌شناسد، دندان‌پزشکی را نمی‌شناسد و می‌خواهد کارهایی را انجام دهد که همان آرمانی است و امکان‌پذیر نیست. اما خیلی خوشحال هستم که به شما بگویم همه‌ی همکاران من اشتباه کردند و همه‌ی عزیزان آن‌طور که فکر می‌کردند نشد و آنچه من فکر می‌کردم اتفاق افتاد. ما حداقل 80 درصد از بیماران خودمان را از بیمارهای بدون انگیزه انتخاب کردیم و در اینجا در کلینیک ما درمان انجام داده‌اند. خب به زبان ساده من یک توضیحی درباره مشتری باانگیزه و بدون انگیزه  بدهم تا برویم سراغ موضوع اصلی.اگر شما تصمیم دارید که یک شلوار یا یک کت برای خود بخرید به دلیل اینکه حس نیاز می‌کنید، انگیزه دارید و می‌روید آن شلوار یا کت را برای خود می‌خرید یا هرکدام از نیازهای خود را فراهم می‌کنید. اما اگر اصلا در فکر خرید کت نیستید، کسی سر راه شما قرار می‌گیرد و خیلی نامحسوس با شما رفتاری انجام می‌دهد که شما یک‌دفعه در کت فروشی هستید و اون کت را خریدی و داری برمی‌گردی. این مهارت مارکتینگی یک شخص است که می‌تواند ادعا کند که من یک فروشنده هستم.

به افرادی که حس نیاز دارند، جنسی را فروختن یا خدماتی را به آن‌ها ارائه دادند خیلی شاهکار نیست. ما و گروه مدرن گروهی توانستیم افرادی را که خیلی مسائل و مشکلات دندانی را دارند ولی تصمیم و انگیزه مراجعه به دندان‌پزشک را ندارند، بر سر راهشان قرار گرفتیم و در  مدرن آن‌ها را ملاقات کردیم . من به خاطر دارم که یک همکار منشی داشتم که می‌گفت من تجربه زیادی در فضای دندانپزشکی دارم . آقای مسلمی چرا اینجا انقدر متفاوت است؟ چرا اینجا آدم‌ها شاد می‌آیند؟ چرا بیمارها یا همان مشتری‌ها خانوادگی می‌آیند اینجا و میگویند که ما آمده‌ایم اینجا تا ببینیم مشکلمان چیست؟ این تجربه را ما در کلینیک‌های  دیگر تجربه نکرده‌ایم که ببینم مردم با این حس به کلینیک مراجعه می‌کنند.  بله کاملا طبیعی است که در کلینیک‌ها یا مطب‌های ما اصلا افرادی که علم تحریک بیمارانی که حس نیاز نمی‌کنند را ندارند. بله من هم‌میدانم که شما هم‌الان که بیننده این برنامه هستید، این را یا تا الان تجربه نکرده‌اید یا خیلی کمتر تجربه کرده‌اید. وقتی من متوجه شدم که رسالت دندان‌پزشک قبل از درمان، پیشگیری است و همین کاری که ما الان با شما انجام می‌دهیم . طبیعتا این اتفاق‌های خوب از شاخص های آرمان کلینیک، روش‌های خاص خودش را دارد که این اتفاق خوب برای ما افتاد.

من خیلی خوشحالم کل 30 سالی که همیشه با بازاریابی به شکلی مشغول بودم، با تجارت و فروش به شکلی مشغول بودم . در شغل‌های قبلی حس خوبی داشتم و در بعضی حس خوبی نداشتم. برای اینکه وقتی‌که ما از مشتریان بدون انگیزه صحبت می‌کنیم یعنی اینکه شما سبد خانواده را با یک‌چیزی آلوده می‌کنید، یعنی آن چیزی که تا به حال آن خانواده تجربه نکرده در سبد خانواده آن قرار می‌دهید. حالا اگر آن چیزی که اون توانایی که شما دارید و می‌توانید در سبد خانواده قرار دهید اگر چیز منفی است، حس خوبی به آدم نمی‌دهد. معمولا در دنیا این کار را می‌کنند و به حس خوبش توجه نمی‌کنند. اما اگر آن چیز خدمات دندانپزشکی باشد که همه‌ی شما بهتر از من میدانید که هرچند زودتر مراجعه کردن بیمار به مرکز درمانی حتی ثانیه و دقیقه‌اش و روزش مهم است که آسیب‌های داخل دهان آن را کمتر، هزینه‌ها کمتر و هزینه‌های دردی آن کمتر می‌شود.بله این توانایی در علم بازاریابی و مدیریت وجود دارد که ما آن‌ها را خیلی راحت به مرکز درمانی خود بیاوریم و سطح بهداشت دندان و دهان را در جامعه خود ارتقا دهیم .می‌خواهم یک مثال برایتان بزنم: سال‌ها کوکاکولا سردمدار گران‌ترین و باارزش‌ترین برند دنیا بوده است. الان در حال حاضر نیست ولی تا 2010  کاملا بدون رقیب در سدر جدول قرار می‌گرفت . کوکاکولایی که در همه دنیا علمش را دارند و می‌دانند که مضر است و همه می‌دانند که استفاده کردن آن در هیچ صورت نمی‌توان مثبت درباره‌اش صحبت کرد. علم بازاریابی آن‌ها را سر سفره‌ی همه‌ی ما قرارداد و ما تجربه کردیم. نه یکی دو بار بلکه صدها بار از این سمی که عزیزانی که در حرفه تغذیه فعالیت می‌کنند آن‌را به‌عنوان یک سم ازش یاد می‌کنند.

پس وقتی علم بازاری می‌تواند یک هم‌چین چیزی را در سفره ما بگذارد و در سبد ما قرار دهد، چطور است ما نمی‌توانیم در کار نیک، خیر، عالی را نتوانیم در سبد خانواده قرار دهیم. عزیزان ما در برنامه‌های آتی کاملا یاد می‌گیریم که چگونه در برنامه‌ریزی‌های خانوادگی و اجتماعی خودمان تاثیر بگذاریم. من خیلی خوشحالم که برای اینکه از روی کتاب با شما صحبت نمی‌کنم، از یک کار اجرایی با شما صحبت می‌کنم .آن‌هایی که از روی کتاب حرف می‌زنند هیچ آزمونه‌ای برای اینکه حرفشان را ثابت کنند ندارند.کلینیک دندانپزشکی مدرن همیشه پذیرای شما است که از نزدیک تمام ادعای مارا ببینید. این یک کتاب نیست که من به شما معرفی کنم که مطالعه کنید. این یک پایلوت است که یکی از تفاوت‌هایش را من در این جلسه با شما مطرح کردم. بله 70 درصد بیمارهای ما از نوع بدون انگیزه یا اینکه تصمیم بااینکه درمانی را انجام دهند به کلینیک مدرن مراجعه می‌کنند و درمان‌های بسیار بزرگ و وسیع را انجام می‌دهند. من امیدوارم که این اتفاق در کلینیک شما هم بیفتد .

بابک مسلی مدیرعامل کلینیک مدرن
بابک مسلی مدیرعامل کلینیک مدرن

 

از من سوال می‌کنند که آقای بابک مسلمی شما فکر نمی‌کنید که اگر هم آدم موفقی هستید و مدیریت موفقی انجام دادید با انتقال این دانش رقبای خود را تقویت می‌کنید؟ من انقدر کار دردهان مردم دیدم که اگر هممون بسیج شویم و کار انجام دهیم، من فکر نمی‌کنم که بتوانیم. ولی به شرطی که انگیزه حرکت کردن آن‌ها را به سمت خود آن انجام دهیم. کلینیک مدرن انقدر بیمار دارد، انقدر مراجعه‌کننده دارد که ما بخش‌های خود را تعطیل می‌کنیم. ظرفیت‌های ما پرشده، الان ظرفیت پر ارتودنسی را تعطیل و انتقال می‌دهیم برای اینکه بتوانیم تمرکز داشته باشیم بر کار اصلی خود. بخش عمومی را تعطیل کردیم به‌نوعی دو یا سه نفر پزشک در ورودی کلینیک مدرن قرارگرفته‌اند تا آن‌ها را از اینجا خارج کنند یا به مراکز دیگر ارجاع دهند. میدانم آن‌هایی که شناخت نسبی نسبت به مدرن ندارید الان چه فکری می‌کنید ، فکر می‌کنید که آیا می‌شود یک همچین مرکزی این کار را انجام دهد. کلینیک مدرن پذیرای شما است که به‌صورت عینی به شما این را نشان دهد. و خیلی اتفاق‌های دیگر. آرزوی موفقیت برایتان دارم تا جلسه بعدی mba دنتال به خدا می‌سپارمتان.

شاخص های آرمان کلینیک تهیه شده در گروه مدرن

دیدگاهتان را بنویسید

یازده + نه =

بستن منو